شخصیت هی کارتون بابا لنگ دراز

سلامی دوباره به دوستای عزیزم و همه بازدید کننده های این وب این پست مربوط هست به شخصیت های کارتون بابا لنگ دراز.امیدوارم خوشتون بیاد.شما از کدوم شخصیت خوشتون می یاد؟؟؟ و نظرتون درباره شخصیت های دیگه این کارتون چیه؟؟؟

 

جودی ابوت: دختر شاد و هوشمند که پدر و مادر فوت کرد زمانی که او هنوز نوزاد بودو جان او را شهر نیویورک پیدامیکند و او را به کسب یک بورس تحصیلی از او برای حضور در دبیرستان یادبود لینکلن است. او نمی داند که جان اسمیت است، و او را «بابا لنگ‌دراز» می‌نامد. با این حال، او به نظر او تنها خانواده او است، و می‌شود که به او متصل است. او بسیار سخن می‌گوید و دوست دارد داستان گفتن است. در این انیمیشن، حضور جودی به نظر می‌رسد شبیه به مانند پی پی جوراب بلنده، با داشتن موی قرمز و نوارهای چسبیده.

Watashi no ashinaga Ojisan.jpg

جرویس پندلتون: او عموی جولیا،هم اتاقی جودی، بود. در انتهای داستان مشخص می شود که او در اصل بابا لنگ دراز بوده است و با جودی ازدواج می کند. 

سالی مک براید: دختر خجالتی اما شیرین که یکی از هم اتاقی‌های جودی در دبیرستان یادبود لینکلن است.

جولیا پندلتون: دانشجوی ثروتمند و مغرور، او بسیار بلند و زیبا و یکی از هم اتاقی‌های جودی در دبیرستان یادبود لینکلن است.

جوانا اسلون: مدیر خوابگاه که جودی در سالن فرگوسن (Fergussen)، که تمایل به قرار دادن یک ماسک از ظلم و ستم و خشم برای پنهان کردن آنچه که او واقعا احساس می‌کند و وجود دارد. او بدش می‌آید که او را «خانم» خطاب کنند، چرا که هنوز مجرد است. با این حال به نظر می‌رسد که می‌خواهد ازدواج کند.

مری: از کارکنان پرورشگاه سنت جورج است. او یک زن قوی با شوخ طبعی و با قدرت است، و توسط کودکان ستایش می‌شود.

جیمی مک براید: برادر بزرگ سالی بود، او بسیار محبوب در تیم فوتبال دانشگاه پرینستون است. جولیا عاشق او می‌شود و در انتها با هم ازدواج می‌کنند. البته ذکر این موضوع مهم است که بدانیم او در ابتدا عاشق جودی بود.

لئونورا فنتون: هم اتاقی جدید جودی بود. او ۱ سال جوانتر تر از جودی بود. او پس از یک مرخصی از مدرسه به دلیل بیماری در قفسه سینه به مدت یک سال به کلاس جودی بازگشت. او در شعر و ورزش خوب بود، او یک بازیکن معروف بسکتبال بود. جودی او را دوست نداشتند چرا که رمانی که جودی نوشته بود را مورد انتقاد قرار داد. اما بعد از مدتی یکی از دوستان صمیمی او شد.

کاترین: مدیر پرورشگاه جان گریر بود، کودکان در یتیم خانه از اون متنفر بودند چرا که او بیش از حد سختگیر به نظم و انضباط بود. با این حال، بچه‌ها در واقعیت او را دوست داشتند.

/ 14 نظر / 2060 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیلوفر

ساحل جون چرا دیگه به من سر نمی زنی؟[خنثی]

ستاره

ممنون که به وبلاگم سزدید من هم به شما سر میزنم[نیشخند]

رهاشرلی

سلام کجایییییییییییییییییییی ساحل جون ؟؟؟؟؟؟؟؟ امتحانات تموم نشده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ایدا وفاطمه

جولیا

ایسودا

لئونورا فنتون

فاطمه

جولیا پندلتون عالیه وزیباو دوست داشتنی

سحر

وقتی تمام احساس دلتنگیت را با یک "به من چه" پاسخ میگیری ... "به کسی چه" که چقدر تنهائی . . .

سحر

وب زیبایی داری موفق باشی

سحر

سلام پس مثل منی...!!! اول شروع از پایان، پارلا یا پدر خوب رو بخون